ورود دانشجویان

 

 

"دانيل كراتز" در تئوری خود خاستگاه تعارض مخرب را 3 عامل  "اقتصاد" ،" ارزش" و " قدرت" می داند.

"تعارض اقتصادی" وضعيتی است كه در آن منابع محدود هستند، منابع می توانند چیزهای گوناگونی باشند برای مثال تجهيزات اداری يا محصولات شركت. هنگامیکه منابع در سازمان محدود هستند، كاركنان تمايل پیدا می كنند تا همان منابع محدود را هم ذخيره كنند. به اين دليل كه نمی دانند چه زمانی مجددا امكان دسترسی به  آن منابع را خواهند داشت. بنابراين نامحتمل نخواهد بود اگر در اين شرايط كاركنان تمام توجهشان به جذب همان منابع محدود باشد و حتی هنگامیکه اعضای تيمشان به دنبال منابع هستند و نمی توانند منابع مورد نيازشان را پیدا كنند، آنها حاضر نمی شوند تا منابع در تملكشان را در اختيار دیگر اعضای تيم بگذارند. بدیهی است که اين رفتار  کاملا غيرسازنده است و منجر به رفتارهای تضاد برانگیز ميان اعضای تيم، همكاران و مديران می شود.

"تعارض ارزشی" تعارض ميان ايده آل ها ، اصول و ترجیحات است. حل و فصل اين نوع تعارض ميان افراد بسيار دشوار است زيرا ارزش ها، اصولی هستند كه كاركنان با خود به محيط سازمان مي آورند. بسياری از افراد ممكن است در محيط كار، ارزش های سازمانشان را درون سازی كنند اما بعضی از ارزش هايشان كه شديدا به آنها وابسته هستند ممكن است در تعارض با ارزش های سازمان باشند. هنگامیکه افراد بخشی از ارزش هايشان را با خود به سازمان مي آورند و توقع دارند سايرين نيز همان تعريف را از ارزش هايشان داشته باشند، این امر منجر به تعارض مي شود زيرا همانگونه كه می توانيد تجسم كنيد ارزش های افراد مطمئنا يكسان نیست، بنابراين اگر افراد توقع داشته باشند كه دیگران نيز مانند آنها رفتار كنند و به چیزهایی كه آنها اعتقاد دارند معتقد باشند و فلسفه ای همانند فلسفه آنها داشته باشند اين بدين معناست كه به ارزش ها، اصول و ترجيهاتشان بيش از حد پايبند می باشند و اين امر ميتواند منجر به عدم توافق و زمينه ساز تعارض شود.

"قدرت" و " كنترل" نیز فاكتورهایی تعارض برانگیز هستند. قدرت برای بعضی افراد بسيار وسوسه برانگیز است، برخی تصور می كنند كه قدرت چیزی است كه ماهيت آنها را تعريف می كند يعنی ماهيت خود را با داشتن يك عنوان يا داشتن كنترل روی يك تيم يا پروژه تعريف می كنند، به دنبال موضع قدرت بودن می تواند كاركرد تيم را بسيار پایین بياورد و منجر به تعارض مخرب شود. داشتن قدرت بيش از حد در هنگام مذاکره و تاکید داشتن بر موقعیت سازمانی برای تاثير گذاشتن بر روی تصميم گیری دیگران همه از عوامل بوجودآورنده تعارض مخرب هستند. هنگامیکه فردی  كنترل امور را در يك تیم بدست می گیرد بدون اينكه كسی او را به چنین سمتی گمارده باشد  نیز می تواند منجربه تعارض شود. اين دسته افراد مصمم هستند تا كنترل امور را بدست بگیرند حتی اگر توسط اعضای تيم مورد حمايت قرار نگیرند.

 

تگها : موسسه بهار , رفتار_سازمانی , تعارض_ارزشی , تعارض_اقتصادی
ارسال نظر
* نام شما:

ایمیل شما: (محرمانه)

تلفن شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب

کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی